X
تبلیغات
کتابهای کمک آموزشی زبان انگلیسی راهنمایی

ده دقیقه نورانی/عفت وحیا1

معاون پژوهشي مركز مطالعات و پژوهش‌هاي جمعيتي آسيا و اقيانوسيه گفت: «50 درصد جوانان به اينترنت دسترسي دارند؛ 80 درصد جوانان از اينترنت استفاده غير علمي مي‌كنند، 20 درصد ديگر نيز به دانشجويان و افرادي كه داراي تحصيلات عاليه هستند، اختصاص دارد.»  فارس نیوز.
*******************************************

1)روزی شخص نابینایی اجازه ورود خواست. فاطمه علیهاسلام برخاست و چادر به سر کرد.
رسول خدا فرمود: چرا از او رو می‌گیری، او که تو را نمی‌بیند؟
فاطمه عرض کرد:« او مرا نمی‌بیند، اما من که او را می بینم. و او اگر چه مرا نمی‌بیند ولی بوی مرا که حس می‌کند
رسول خدا فرمود:« شهادت می دهم که تو پاره تن منی.»    .مستدرك الوسائل ج 14 ص 289»

امام كاظم عليه السلام:

2)اى هشام! ... در خلوت خويش از خداوند حيا كنيد همان گونه كه در آشكار خود از مردم حيا مى‏كنيد.                 تحف العقول/717

******************************************************

پاکدامنی میرداماد


عباس صفوی در شهر اصفهان از همسر خود سخت عصبانی شده و خشمگین می‌شود، در پی غضب او، دخترش از خانه خارج شده و شب برنمی‌گردد، خبر بازنگشتن دختر که به شاه می‌رسد، بردختر خود كه از زیبائی خیره كننده‌ای بهره داشت سخت به وحشت می‌افتد، ماموران تجسّس در تمام شهر به تكاپو افتاده ولی او را نمى‌یابند.
دختر به وقت خواب وارد مدرسه طلاّب می‌شود و از اتفاق به در حجره محمدباقر استرآبادی كه طلبه‌ای جوان و فاضل بود می‌رود، در حجره را می‌زند، محمدباقر در را باز می‌كند، دختر بدون مقدمه وارد حجره شده و به او می‌گوید از بزرگ زادگان شهرم و خانواده‌ام صاحب قدرت، اگر در برابر بودنم مقاومت كنی ترا به مجازات سختی دچار می‌كنم . طلبه جوان از ترس او را جا می‌دهد، دختر غذا می‌طلبد، طلبه می‌گوید جز نان خشك و ماست چیزی ندارم، می‌گوید بیاور . غذا می‌خورد و می‌خوابد.
شیطان طلبه جوان راوسوسه می‌كند، ولی او با پناه بردن به حق دفع وسوسه می‌كند، وتاصبح باپناه بردن به خداشیطان رااز خوددور می کند. مأموران تجسّس به وقت صبح گذرشان به مدرسه می‌افتد، احتمال بودن دختر را در آنجا نمی‌دادند، ولى دختر از حجره بیرون آمد، چون او را یافتند با صاحب حجره به عالی قاپو منتقل كردند .
عباس صفوی از محمدباقر سئوال می‌كند دیشب، در برخورد با دخترم چه كردی؟ وی صادقانه می گوید من خیانت نکردم، از طرفى خبر سلامت دختر را از اهل حرم می‌گیرد، چون از سلامت فرزندش مطلع می‌شود، بسیار خوشحال می‌شود، به دختر پیشنهاد ازدواج با آن طلبه را می‌دهد، دختر نیز که از شدت پاكی آن جوانمرد بهت زده بود، قبول می‌كند. بزرگان را می‌خوانند و عقد دختر را براى طلبه فقیر مازندرانی می‌بندند و از آن به بعد است كه او مشهور به میرداماد می‌شود و چیزی نمی‌گذرد كه اعلم علمای عصر گشته و شاگردانی بس بزرگ هم چون ملا صدرای شیرازی صاحب اسفار تربیت می‌كند؛ که تألیفاتش بیش از یکصد جلد کتاب و رساله می باشد.(عرفان اسلامی 8)

***********************************************

توبه نامه شهید۱۳ ساله

این عکس متعلق به شهید علیرضا محمودی پارسا ست که فقط ۱۳ سال داشته که شهید شده.بعد از شهادت ایشون یادداشتی تو وسایلشون پیدا میکنن با عنوان “توبه نامه”.

بار خدایا از کارهایی که کرده‌ام به تو پناه می‌برم از جمله:

       - از این که حسد کردم…

- از این که تظاهر به مطلبی کردم که اصلاً نمی دانستم…
- از این که زیبایی قلمم را به رخ کسی کشیدم….
- از این که در غذا خوردن به یاد فقیران نبودم….
- از این که مرگ را فراموش کردم….
- از این که در راهت سستی و تنبلی کردم….
- از این که عفت زبانم را به لغات بیهوده آلودم…..
- از این که در سطح پایین ترین افراد جامعه زندگی نکردم….
- از این که منتظر بودم تا دیگران به من سلام کنند….
- از این که شب بهر نماز شب بیدار نشدم….
- از این که دیگران را به کسی خنداندم، غافل از این که خود خنده دارتر از همه هستم….
- از این که لحظه ای به ابدی بودن دنیا و تجملاتش فکر کردم….
- از این که در مقابل متکبرها، متکبرترین و در مقابل اشخاص متواضع، متواضع تر نبودم….
- از این که شکمم سیر بود و یاد گرسنگان نبودم….
- از این که زبانم گفت بفرمایید ولی دلم گفت نفرمایید.
- از این که نشان دادم کاره ای هستم، خدا کند که پست و مقام پستمان نکند….
- از این که ایمانم به بنده‌ات بیشتر از ایمانم به تو بود….
- از این که منتظر تعریف و تمجید دیگران بودم، غافل از این که تو بهتر از دیگران می نویسی و با حافظه تری…..
- از این که در سخن گفتن و راه رفتن ادای دیگران را درآوردم….
- از این که پولی بخشیدم و دلم خواست از من تشکر کنند….
- از این که از گفتن مطالب غیر لازم خودداری نکردم و پرحرفی کردم….
- از این که کاری را که باید فی سبیل الله می کردم نفع شخصی مصلحت یا رضایت دیگران را نیز در نظر داشتم….
- از این که نماز را بی معنی خواندم و حواسم جای دیگری بود، در نتیجه دچار شک در نماز شدم….
- از این که بی دلیل خندیدم و کمتر سعی کردم جدی باشم و یا هر کسی را مسخره کردم….
- از این که ” خدا می بیند ” را در همه کارهایم دخالت ندادم….
- از این که کسی صدایم زد اما من خودم را از روی ترس و یا جهل، یا حسد و یا … به نشنیدن زدم….

 



تاريخ : 93/02/05 | 10:21 | نویسنده : محمد جواد نصراللهی |

حقیقتی کوچک برای آنانی که می خواهند زندگی خود را صد در صد بسازند 

اگر

A B C D E F G H I J K L M N O P Q R S T U V W X Y Z

برابر باشد با

1 2 3 4 5 6 7 8 9 10 11 12 13 14 15 16 17 18 19 20 21 22 23 24 25 26

 

آیا برای خوشبختی و موفقییت تنها تلاش سخت كافیست؟



 



ادامه مطلب
تاريخ : 93/01/19 | 23:50 | نویسنده : محمد جواد نصراللهی |
تاريخ : 93/01/15 | 7:59 | نویسنده : محمد جواد نصراللهی |
تاريخ : 92/11/27 | 14:54 | نویسنده : محمد جواد نصراللهی |
تاريخ : 92/10/07 | 16:6 | نویسنده : محمد جواد نصراللهی |
تاريخ : 92/10/07 | 16:5 | نویسنده : محمد جواد نصراللهی |
تاريخ : 92/10/07 | 16:4 | نویسنده : محمد جواد نصراللهی |

مگسي را كشتم

نه به این جرم که حیوان پلیدی است، بد است

و نه چون نسبت سودش به ضرر یک به صد است

طفل معصوم به دور سر من میچرخید،

به خیالش قندم

یا که چون اغذیه ی مشهورش تا به این حد گندم!!!

ای دو صد نور به قبرش بارد؛

مگس خوبی بود...

من به این جرم که از یاد تو بیرونم کرد،

مگسی را کشتم ...!

حسین پناهی



تاريخ : 92/09/04 | 8:16 | نویسنده : محمد جواد نصراللهی |

برای دانلود نمونه سوالات امتحان  کتاب سوم راهنمایی به

ادامه مطلب مراجعه کنید



ادامه مطلب
تاريخ : 92/09/04 | 8:13 | نویسنده : محمد جواد نصراللهی |
 

 

برای دانلود کتب عاشورایی زیر بر روی آنها کلیک کنید



تاريخ : 92/08/17 | 9:53 | نویسنده : محمد جواد نصراللهی |